تبليغاتX
پرواز تا بی نهایت پرواز تا بی نهایت


پرواز تا بی نهایت

... تا آسمان راهی نیست، اما تا آسمانی شدن راه بسیار ...

هوا ابری است 

ابری تر از آسمان دلم

باران نزدیک است

و چقدر دوست دارم این باران را

به وسعت شش ســــــال تنهایی

اما افسوس

که از حضور خورشید غافل شدم

قول می دهم!

عهد می بندم!

که دیگر باران نخواهم

فقط تو پشت ابر نمان!


(هدیه دوستی گمنام در دیداری لطیف)

ارسال شده در سه شنبه 1391/02/26ساعت 22:22 نگارنده : Woody Cosmic| |

دنیا به کام تلخ من امشب عسل شده است

شیرین شده است و ماحصلش این غزل شده است

تاثیر مهر مادریت بوده بر زبان

این واژه ها اگر به تغزل بدل شده است

مادر!حضور نام تو در شعر های من

لطف خداست شامل حال غزل شده است

غیر از تو جای هیچ کسی نیست در دلم

این مسأله میان من و عشق حل شده است

سیاره ای که زهره نشد آه می کشد

آه است و آه آنچه نصیب زحل شده است

زهرایی و تلألو نور محبتت

در سینه ام ز روز ازل لم یزل شده است

با نام تو هوای غزل معنوی شده است

بی اختیار وارد این مثنوی شده است

هرگز نبوده غیر تو مضمون بهتری

تنها تویی که بر سر ذوقم می آوری

نامت مرا مسافر لاهوت کرده است

لاهوت را شکوه تو مبهوت کرده است

از عرش آمدی و زمین آبرو گرفت

باید برای بردن نامت وضو گرفت

نور قریش! تا که تویی صاحب دلم

غرق خداست شعب ابی طالب دلم

عمرت نفس نفس همه تلمیح زندگی است

حرفت چراغ راه و مفاتیح زندگی است

از این شکوه ، ساده نباید عبور کرد

باید مدام زندگیت را مرور کرد

چون زندگیت ساده تر از مختصر شده است

پیش تجملات ، جهازت سپر شده است

آیینه ای و سنگ صبور پیمبری

در هر نفس برای پدر مثل مادری

اشک شما عذاب بهشت است ، خنده کن

لبخندت آفتاب بهشت است ، خنده کن

دنیای ما نبوده برازنده ی شما

هجده نفس زمین شده شرمنده ی شما

آیینه ای نهاده خدا بین سینه ام

حس می کنم مزار تو را بین سینه ام

مانند آن خسی که به میقات پر کشید

قلبم به سوی مادر سادات پر کشید .

سید حمید رضا برقعی

ارسال شده در شنبه 1391/02/23ساعت 0:50 نگارنده : Woody Cosmic| |

 به کوچه دلم چرا دگر گذر نمی کنی؟!

پ.ن : امروز روز خوبیه حتی اگه تو هیچ تقویمی ننوشته باشند! همین بس که من به تو فکر می کنم و یادت روشنم می دارد...

 اللهم احفظ قائدنا الخامنه ای 

ارسال شده در جمعه 1391/02/22ساعت 7:40 نگارنده : Woody Cosmic| |

 

پرونده های کربلا امضا شود کاش


یک روضه در صحن شما بر پا شود کاش


وقتی تمام گوشه های شهر بسته است


آغوش شش گوشه به رویم وا شود کاش


دل در شلوغی تنگ این رؤیای خوب است:


در صحن زیبای شما تنها شود کاش


تو آسمان باشی و ما دل تنگ باشیم؟


مهر شما در سینه هامان جا شود کاش


از بوی سیب کربلا مستیم، این عطر


با عطر نرگس بیشتر زیبا شود کاش


در یک شب جمعه...حرم... دیدار مهدی(عج)


در این شلوغی کاش او پیدا شود...کاش!

 

سید علی اصغر علوی

ارسال شده در پنجشنبه 1391/02/14ساعت 22:8 نگارنده : Woody Cosmic| |

از کرامت بر جبین ما همه              ثبت کن هذا محب فاطمه (س)

یا فاطمة الزهرا ادرکنی!

ارسال شده در چهارشنبه 1391/02/06ساعت 8:30 نگارنده : Woody Cosmic| |

 

اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست؛ ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود. ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین، آزارش می دهد و بوی دریا هوایی اش کرده است. قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس. اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد! ... آدم ها ، ماهی را در تنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه ...
ماهی اما وقتی در دریا شناور شد، ماهی ست و قلب وقتی در خدا غوطه خورد، قلب است.
هیچ کس نمی تواند نهنگی را در تنگی نگه دارد؛ تو چطور می خواهی قلبت را در سینه نگه داری؟ و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله می شود و وقتی دریا مختصر می شود و وقتی قلب خلاصه می شود و آدم، قانع.
این ماهی کوچک اما بزرگ خواهد شد و این تنگ بلورین، تنگ و سخت خواهد شد و این آب ته خواهد کشید.
تو اما کاش قدری دریا می نوشیدی و کاش نقبی می زدی از تنگ سینه به اقیانوس. کاش راه آبی به نامنتها می کشیدی و کاش این قطره را به بی نهایت گره می زدی. کاش ...
***
بگذریم ...
دریا و اقیانوس به کنار. نامنتها و بی نهایت پیشکش.
کاش لااقل آب این تنگ را گاهی عوض می کردی . این آب مانده است و بو گرفته است. و تو می دانی آب هم که بماند می گندد، آب هم که بماند لجن می بندد.
و حیف از این ماهی که در گل و لای، بلولد و حیف از این قلب که در غلط بغلتد!

عرفان نظر آهاری

ارسال شده در پنجشنبه 1391/01/31ساعت 11:9 نگارنده : Woody Cosmic| |

از نو شكفت نرگس چشم انتظاری ام

گل كرد خار خار شب بی قراری ام 

تا شد هزار پاره دل از یك نگاه تو

دیدم هزار چشم  در آیینه كاری ام

گر من به شوق دیدنت از خویش می روم 

از خویش می روم كه تو با خود بیاری ام

بود و نبود من همه از دست رفته است

باری  مگر تو دست بر آری به یاری ام 

كاری به كار غیر ندارم كه عاقبت

مرهم نهاد نام تو بر زخم كاری ام 

تا ساحل قرار تو چون موج بی قرار 

با رود رو به سوی تو دارم كه جاری ام  
 
با ناخنم به سنگ نوشتم : بیا بیا 

زان پیش تر كه پاك شود یادگاری ام 

پ.ن : در حسرتم که کاش این هزار هزار هـــــــــــــــــــــــــــزار سال فاصله بین ما نمی آمد...

شما را به مادرتان سوگند! بگذر آقا تا این تلخی بگذرد ... دریابم !

ارسال شده در پنجشنبه 1391/01/24ساعت 14:26 نگارنده : Woody Cosmic| |

تا کی‌ دل‌ من‌ چشم‌ به‌ در داشته‌ باشد ؟
ای‌ کاش‌ کسی‌ از تو خبر داشته‌ باشد

آن‌ باد كه‌ آغشته‌ به‌ بوی‌ نفس‌ توست‌
از كوچه‌ ما كاش‌ گذر داشته‌ باشد

هر هفته سر خاک تو می آیم، اما
این خاک اگر قرص ِقمر داشته باشد

این کیست که خوابیده به جای تو در این خاک ؟
از تو خبری چند مگر داشته باشد

خاکستری از آن همه آتش، دل این خاک
از سینه ی من سوخته تر داشته باشد

آن‌ روز كه‌ مي‌بستي‌ بار سفرت‌ را
گفتي‌ به‌ پدر هر كه‌ هنر داشته‌ باشد

بايد برود هرچه‌ شود گو بشو و باش‌
بگذار كه‌ اين‌ جاده‌ خطر داشته‌ باشد

گفتی : نتوان‌ ماند از اين‌ بيش ، یزیدی‌ است‌
هر كس‌ كه‌ در اين‌ معركه‌ سر داشته‌ باشد

بايد بپرد هر كه‌ در اين‌ پهنه‌ عقاب‌ است‌
حتی‌ نه‌ اگر بال‌ و نه‌ پر داشته‌ باشد

كوه‌ است‌ دل‌ مرد، ولی‌ كوه، نه‌ هر كوه‌
آن‌ كوه‌ كه‌ آتش‌ به‌ جگر داشته‌ باشد

كوهی‌ كه‌ بنوشد، بمكد، شيره ی‌ خورشيد
كوهی‌ كه‌ ستاره، كه‌ سحر داشته‌ باشد

آن‌ كوه‌ كه‌ نایاب ترین معدن دُر اوست
آن کوه که در سینه گهر داشته باشد

كوهی‌ كه‌ جوابت‌ بدهد هر چه‌ بگویی‌
كوهی‌ كه‌ در آن‌ نعره‌ اثر داشته‌ باشد

كوهی‌ كه‌ عبا باشدش‌ از شعشعه ی نور
عمامه‌ای‌ از ابر به‌ سر داشته‌ باشد

آن کوه که یاقوت ، که یاقوت شهادت
در دامنه، در کتف و کمر داشته باشد

اين‌ تاك‌ كه‌ با خون‌ شهيدان‌ شده‌ سيراب‌
تا چند در آغوش‌ تبر داشته‌ باشد

دردا اگر از خوشه ی اين‌ شاخه ی‌ سرشار
بيگانه‌ ثمر چيده‌ و بر داشته‌ باشد

باید بروم هر چه شود گو بشو و باش
بگذار که این جاده خطر داشته باشد

عشق‌ است‌ بلای‌ من‌ و من‌ عاشق‌ عشقم‌
اين‌ نيست‌ بلایی‌ كه‌ سپر داشته‌ باشد

رفتی‌ و من‌ آن‌ روز نبودم، دل‌ من‌ هم‌
تا با تو سر ِسير و سفر داشته‌ باشد

رفتی و زنت منتظر نو قدمی بود
گفتی به پدر : کاش پسر داشته باشد

گفتی که پس از من چه پسر بود، چه دختر
باید که به خورشید نظر داشته باشد

باید که خودش باشد : آزاده و آزاد
نه زور و نه تزویر و نه زر داشته باشد

اینک پسری از تو یتیم است در اینجا
در حسرت یک شب که پدر داشته باشد

برگرد ، سفر طول‌ كشيد ای‌ نفس‌ سبز
تا كی‌ دل‌ من‌ چشم‌ به‌ در داشته‌ باشد؟!

مرتضی امیری اسفندقه

ارسال شده در شنبه 1390/12/20ساعت 15:18 نگارنده : Woody Cosmic| |

ارسال شده در جمعه 1390/12/05ساعت 23:28 نگارنده : Woody Cosmic| |

(ای رسول رحمت) به آن بندگانم که (به عصیان) اسراف بر نفس خود کردند بگو هرگز از رحمت (نا منتهای) خدا نا امید مباشید البته خدا همه گناهان را (چون توبه کنید) خواهد بخشید که او خدایی بسیار آمرزنده و مهربانست.

سوره زمر ، آیه ۵۳

 

به سپاس و ستایش تو لب می گشایم ای پروردگار بزرگ که تقدیر مرا به دلخواه من امضا فرموده ای و آن بلا را که خاطرم پراکنده می داشت، از من بازگردانیده ای؛ ولی همی ترسم که از رحمت بی­منتهای خویش بیش از این بهره­مندم نداری و مرا به گناه و اصرار و الحاحی که در راه مسئلتم به کار برده­ام، از مرحمت خویش محروم سازی.

در این هنگام، دلخواه من مایه شقاوت من شود و دیگران که همچون من مبتلا بوده­اند ولی در ابتلای خویش بمانده­اند، خوشبخت گردند.

پروردگارا! اگر این عافیت که اکنون نصیب من شده و تقدیری که به دلخواه من صورت گرفته، به عافیت اخروی من زیان رساند و مرا به بلایی جاویدانی و رنجی ابدی گرفتار سازد، من هرگز این دلخواه را نخواهم و بدین عافیت رضا ندهم. چنین مسئلت دارم که آنچه رضای تو اقتضا کند، بر من روا داری و مرا به هر بلا که پسندی، مبتلا سازی؛ زیرا این رنج­ها پایان پذیرند؛ ولی نعیم آن جهان پایان پذیر نباشد.

پروردگارا! من به محنت و عذاب این دنیا همی شکیبا باشم؛ ولی جان مرا بر محنت و عذاب آخرت شکیبایی نیست؛

پس آنچه را که از نعمت و موهبت درباره من تعجیل فرموده­ای، به واپس اندازتا به نعیم ابدی پیوند و ابدیت یابد و آن محنت و رنج را که در آن جهان برای من مقرر داشته­ای، هر چه زودتر پیش آور تا عمرش با عمر این جهان، به کوتاهی و فنا گراید.

پروردگارا! آنچه فنا پذیرد، هر چه بسیار باشد، باز هم اندک است؛ ولی آنچه جاویدان بماند، هر قدر هم کم و ناچیز باشد، همچنان بسیار است؛ زیرا ابدی و جاودانی است.

و صل علی محمد و آله.

دعای هجدهم صحیفه سجادیه، ترجمه جواد فاضل

 

ارسال شده در سه شنبه 1390/12/02ساعت 20:32 نگارنده : Woody Cosmic| |

Design By : Night Melody